// added for slider conflict by msn

 33  59  48  88(021)    

بلاگ

سه شنبه, 28 ارديبهشت 1395 19:30

هوش تجاری از صفر تا صد

توسط
رای دادن به این مورد
(2 آرا)

BI ﻳﻚ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺟﺪﻳﺪ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﺮم اﻓﺰاري ﻳﺎ ﻳﻚ ﭘﺮوژه ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻧﻴﺴﺖ.

ﻳﻚ ﭼﺎرﭼﻮب ﻛﺎري ﺷﺎﻣﻞ ﻓﺮآﻳﻨﺪﻫﺎ، اﺑﺰار و ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژي ﻫﺎيﻣﺨﺘﻠﻒ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮاي ﺗﺒﺪﻳﻞ داده ﺑﻪ اﻃﻼﻋﺎت و اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪ داﻧﺶ ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از داﻧﺶ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه، ﻣﺪﻳﺮانﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻴﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮي ﻛﻨﻨﺪ و ﺑﺎ ﻃﺮح ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﻋﻤﻠﻲ ﺑﺮاي ﺳﺎزﻣﺎن، ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎي ﺗﺠﺎري را ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﺆﺛﺮﺗﺮي اﻧﺠﺎمدﻫﻨﺪ

در عصر اطلاعات، کسی که اطلاعات دارد، دارای قدرت است. هر سازمان و شرکتی که از این قدرت برخوردار باشد در صنعت و حرفه خود در مقایسه با رقبای خود متمایز و ممتاز می‌شود. اخذ اطلاعات صحیح در زمان صحیح اساس و پایه این سازمان‌ها است. ﻫﻮﺵ تجاری ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺠﺮﺑﻲ ﻓﻬﻢ ﻭ ﺩﺭﮎ ﻭ ﺳﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﺍﺭﺩ. ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺧﺎﮐﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻮﺵ تجاری ﺩﺭ ﺁﻥ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻣﺪﻥ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﻳﺰﻱ، ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ، ﻓﮑﺮﮐﺮﺩﻥ ﻣﺨﺘﺼﺮ، ﻓﻬﻢ ﺍﻳﺪﻩﻫﺎ ﻭ ﺯﺑﺎﻥﻫﺎ ﻭﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻩﻫﺎ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﻫﻮﺵ تجاری ﺍﺯ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﺗﺠﺎﺭﻱ ﺩﺭ ﻳﮏ ﺭﺍﺳﺘﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﻐﺬﻳﻪ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﻫﻮﺵ تجاری ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻭ ﻣﺪﻝﺳﺎﺯﻱ ﺍﺯ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﺗﺠﺎﺭﻱ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ. ﭘﺮﺳﻴﺪﻥ ﺳﺆﺍﻝ ﺩﺭﺳﺖ، ﺭﻭﺵ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎﺕ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ.

 

تعاریف کلی هوش تجاری

  • BIنخستین بار در سال 1989 توسطHoward  Dresner از گروه Gartnerبه منظور توصیف یک سری ازمفاهیم و فناوری های طراحی شده با هدف بهبود تصمیم گیری در کسب و کار به واسطه استفاده از حقایق و سیستم های مبتنی بر حقیقت معرفی شد.
  • BIهمه راهکارهاو ابزارهایی است که باهدف معنا بخشی به داده ها و فرایند تصمیم سازی, طراحی و پیشنهاد شده اند.
  • BIمی کوشدبا استفاده از تکنیک های پیشرفته ارزیابی و تحلیل داده ها,مفهوم یا معنایی را ازدل آنها بیرون بکشد.
  • BIطیف وسیعی از فناوری کامپیوتری را در بر می گیرد این طیف شامل نرم افزارهای کاربردی,مدل های کسب و کار و الگوهایی است که به انواع شرکت ها و سازمانهاکمک میکند.
  • داده های پراکنده موجود را به اطلاعاتی کار گشا, قابل فهم,قابل تبادل (به اشتراک گذاری میان مدیران) وقابل ذخیره سازی برای تصمیم سازی های بعدی تبدیل کنند.
  • هوش تجاری شما را برای تصمیم‌گیری در همه عوامل موثر بر سازمان و شرکت‌ها توانمند می‌سازد.

به عبارتی دیگر ...

هوش تجاری، نه به عنوان یک محصول و نه به عنوان یک سیستم ، بلکه بعنوان یک معماری و یک رویکرد جدید است که شامل مجموعه ایی از برنامه های کاربردی و تحلیلی که به استناد پایگاههای داده ، کمک به اخذ تصمیم گیری برای فعالیتهای هوشمند تجاری و کسب و کار می شود.

چرا هوش تجاری؟

امروزه با اطمینان کامل می‌توان ادعا کرد که استفاده از راه‌حل BI می‌تواند قدرت رقابت‌پذیری یک سازمان را افزایش دهد و از دیگر سازمان‌ها متمایز نماید.

این راه‌حل این امکان را به سازمان‌ها می‌دهد تا با بکارگیری اطلاعات موجود از مزایای رقابتی و پیشرو بودن بهره‌برداری نمایند. این راه امکان درک بهتر تقاضاها و نیازمندی‌های مشتریان و مدیریت ارتباط با آنان را میسر می‌سازد. این راه‌حل این امکان را به سازمان می‌دهد تا بتواند تغییرات مثبت یا منفی را مانیتور کنند. امروزه سازمان‌های پیشتاز صحبت از ERP و CRM و.... نمی‌کنند، رویکرد سازمان‌ها به سمت BI است. آنها به دنبال بهینه‌سازی فرآیندها از طریق ارزیابی و بهبود عملکرد خود و زیرمجموعه‌های وابسته به خود می‌باشند.

ﺍﺟﺰﺍﺀ هوش تجاری

ﺍﺑﺰﺍﺭ ﻫﻮﺵ تجاری ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻋﻤﺪﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﺟﺪﻳﺪ ﻭﺍﺳﻄﻪﺍﻱ ﺑﻴﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎﻱ ﺍﺟﺮﺍﻳﻲ ﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﻱ ﭘﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ. ﻗﺎﺑﻠﻴﺖﻫﺎﻱ ﻫﻮﺵ تجاری ﺷﺎﻣﻞ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ، ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺑﻼﺩﺭﻧﮓ، ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺁﻣﺎﺭﻱ، ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﮐﺎﻭﻱ ﺍﺳﺖ.

ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺍﺟﺰﺍﻱ ﺍﺻﻠﻲ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻫﻮﺵ تجاری ﺭﺍ ﺗﺸﺮﻳﺢ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﻴﻢ:

انبار داده ﻣﺨﺰﻥ ﻳﺎ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺰﺀ ﻣﻬﻤﻲ ﺍﺯ ﻫﻮﺵ تجاری ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺧﺎﺻﻲ ﺷﮑﻞ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ. ﺍﻧﺒﺎﺭ ﺩﺍﺩﻩ، ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﻓﻴﺰﻳﮑﻲﺩﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺛﺒﺖ، ﺍﻳﺠﺎﺩ، ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﻭﻇﺎﻳﻒ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﺍﻣﮑﺎﻥﭘﺬﻳﺮ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺩﺍﺩﻩ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﻱ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﺍﻱﺍﺯ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺑﺎ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺷﺪﻥ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﻱ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬﺍﺭﻱ ﺩﺭ ﻳﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺧﺎﺹ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲﺵ ﻭﺩﺭﺍ ﺩﺭﺑﺮﻣﻴﮕﻴﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮ ﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺟﺎﺭﻱ، ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺧﻼﺻﻪﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ.

 

ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺩﺍﺩﻩ:ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﭘﺎﻳﮕﺎﻩ ﺩﺍﺩﻩ (ﺳﺒﺪ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﻲ)، ﺩﺍﺩﻩ ﮔﺬﺷﺘﻪ، (ﻣﺜﻼ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺧﺎﺭﺟﻲ، ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﻫﺎﻱ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻳﺎ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ) ﻳﺎ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺍﺯ ﻣﺤﻴﻂ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﮐﻨﻮﻧﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﭘﺎﻳﮕﺎﻩ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻳﺎ ﻫﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺩﻳﮕﺮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺴﻴﺮﮐﺎﺭﮐﺮﺩ ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭ ﺗﺒﻌﻴﺖ ﻣﻲﮐﻨﺪ، ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺣﺘﻲ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﭘﻠﺘﻔﺮﻡﻫﺎﻱ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺷﺎﻣﻞ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪﻱ ﺷﺪﻩ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﺪﺍﻭﻝ ﻭ ﺑﺮﮔﻪﻫﺎﻱ ﻣﺪﻭﻥ، ﻳﺎ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪﻱ ﻧﺸﺪﻩ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺎﻳﻞﻫﺎ ﻳﺎ ﻋﮑﺲﻫﺎ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺍﺳﻨﺎﺩﻱ ﺑﺎﺷﺪ.

 

ﻣﺮﮐﺰ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺩﻩ: ﻳﮏ ﻣﺮﮐﺰ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﺍﻱ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺣﻲ ﻣﺸﺨﺺ ﺍﺳﺖﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎﺕ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ، ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺭﺍ ﺑﺨﺶﻫﺎﻱ ﻣﺸﺨﺺ ﺳﺨﺖﺍﻓﺰﺍﺭ، ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ، ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻱ ﻣﺸﺨﺼﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﻣﻲﺩﻫﻨﺪ. ﻫﺮ ﺑﺨﺶ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻳﮏﻣﺮﮐﺰ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺎﻳﺪ ﺷﺒﻴﻪ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﺮﮐﺰ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺑﺨﺶ ﻭﻳﮋﻩ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻧﻴﺎﺯ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ. ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﺩﺍﺩﻩ، ﻣﺮﮐﺰﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺎﻣﻞ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﮐﺎﺭﺑﺮﺩﻱ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭ ﮐﻤﮏ ﻣﻲﮐﻨﺪ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﮔﺮﺍﻳﺸﺎﺕ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻴﺎﺕﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﮐﻨﻨﺪ. ﺗﻔﺎﻭﺕ ﮐﻠﻴﺪﻱ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻳﮏ ﻣﺮﮐﺰ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺮ ﻳﮏ ﻧﻴﺎﺯ ﻭﻳﮋﻩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﻴﺶ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﮔﺮﻭﻩﺑﻨﺪﻱ ﻭﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺧﺎﺹ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺍﺳﺖ.

ﺍﺑﺰﺍﺭ ﺳﻮﺍﻝ ﻭ ﮔﺰﺍﺭﺵ: ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺑﻼﺩﺭﻧﮓ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩﻫﺎﻱ ﭼﻨﺪﺑﻌﺪﻱ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻩﻫﺎﻱ ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭ ﺗﻬﻴﻪ ﻣﻲﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﮔﺰﺍﺭﺵ،ﺗﺤﻠﻴﻞ، ﻣﺪﻝﺳﺎﺯﻱ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭﻳﺰﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻬﻴﻨﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﺗﮑﻨﻴﮏﻫﺎ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺑﻼﺩﺭﻧﮓ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﮐﺎﺭﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﺒﺎﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻳﺎ ﻣﺮﮐﺰ ﻋﺮﺿﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﻃﺮﺍﺣﻲ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎﻱ ﻫﻮﺵ تجاری ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ. ﺍﻳﻦ ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎ، ﺟﺴﺘﺠﻮﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻲﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﮐﺸﻒ ﺗﻤﺎﻳﻼﺕ ﻭ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻧﻘﺪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻧﻴﺎﺯ ﺍﺳﺖ. ﻧﺮﻡﺍﻓﺰﺍﺭ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺩﺍﺩﻥ، ﺩﻳﺪﮔﺎﻩﻫـﺎﻳﻲ ﺑـﻪ ﻫـﻢ ﭘﻴﻮﺳـﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻩ ﺗﻬﻴـﻪ ﻣﻲﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺭﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﻭ ﻣﻄﻠﻊ ﺍﺯ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭﺷﺎﻥ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ.

ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖﻫﺎﻱ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﻫﻮﺵ تجاری ، ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﭼﻨﺪﺑﻌﺪﻱ، ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺑﻼﺩﺭﻧﮓ، ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺴﻴﺮﺟﺴﺘﺠﻮ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺘﺮﻧﺖ، ﺩﺍﺩﻩ ﮐﺎﻭﻱ، ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ، ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭ، ﺁﻣﺎﺩﮔﻲ ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﻲ ﻣﺘﻌﺎﺩﻝ، ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺳﺎﺯﻱ، ﺳﺆﺍﻝ، ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺩﺍﺩﻥ، ﺗﻬﻴﻪ ﻧﻤﻮﺩﺍﺭﻫﺎﻱ ﺑﻼﺩﺭﻧﮓ ﻭ ﻫﺸﺪﺍﺭﻫﺎﻱ ﺑﺮﭘﺎﻳﻪ ﻋﺎﻣﻞﻫﺎﻱ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺩﺍﻧﺶ، ﺍﺟﺮﺍﻱ ﭘﻮﺭﺗﺎﻝ ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭ، ﮐﺎﻭﺵ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺘﻦ، ﻣﺤﺘﻮﺍ ﻭ ﺻﺪﺍ،ﺩﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﺩﺍﺷﺒﻮﺭﺩ ﺩﻳﺠﻴﺘﺎﻝ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎ ﺁﺳﺎﻥ ﻣﻲﮐﻨﺪ. ﻣﺪﻝ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﻫﻮﺵ تجاری ﺑﺮﺍﻱ ﻧﻴﺮﻭﻱ ﺍﻧﺘﻈﺎﻣﻲ ﺩﺭ ﺷﻜﻞ 1 ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ.

bi components | اجزای هوش تجاری

ﮔﺎم هاي ﭘﯿﺎده ﺳﺎزي هوش تجاری

ﺑﺮاي ﭘﯿﺎده ﺳﺎزي ﻫﻮش ﺗﺠﺎري در ﺳﺎزﻣﺎن ﭘﻨﺞ ﻣﺮﺣﻠﻪ زﯾﺮ را ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺑﺎﯾﺪ اﻧﺠﺎم داد

1. شناسایی منابع داده

ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﺑﺴﯿﺎري در ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎ وﺟﻮد دارد اوﻟﯿﻦ ﻗﺪم ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ داده هاي در ﺳﺎزﻣﺎﻧ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﺳﻮاﺑﻖ اﻣﻼك، اﺻﻨﺎف، ﭘﺮوژهﻫﺎ، ﻃﺮحﻫﺎ، ﻗﺮاردادﻫﺎ، ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎ، اﺳﻨﺎدﻣﺎﻟﯽ، دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻞﻫﺎ وﻧﻘﺸﻪﻫﺎي ﻃﺮحﻫﺎي ﺗﻔﺼﯿﻠﯽ و اﺟﺮاﯾﯽ، ﮐﺘﺎﺑﭽﻪﻫﺎي ﺿﻮاﺑﻂ و ﻣﻘﺮرات و ﺑﺨﺸﻨﺎﻣﻪﻫﺎ ﺑﺨﺸﯽ از داده ﻫﺎيﮐﺎﻏﺬي در ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎ ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ دادهﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد در ﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎي ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﺼﻮرت ﻣﮑﺎﻧﯿﺰه در ﺣﺎل ﺳﺮوﯾﺲدﻫﯽ ﺑﻪ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻧﯿﺰ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻬﻢ داده اي در ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ . اﯾﻦﻣﻨﺎﺑﻊ در اوﻟﯿﻦ ﻗﺪم ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺨﻮﺑﯽ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮارﮔﺮﻓﺘﻪ و ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز ﺑﺮاي ﭘﯿﺎده ﺳﺎزيﻫﻮش ﺗﺠﺎري ﺑﻪ دﻗﺖ اﻧﺘﺨﺎب ﺷﻮﻧﺪ.

2. اﺳﺘﺨﺮاج ، ﺗﺒﺪﯾﻞ و ﺑﺎرﮔﺬاري داده ﻫﺎ ( ETL(Extract transfer loading:

ﺑﺮاي ﻣﻨﺎﺑﻊ دادهﻫﺎي ﮐﺎﻏﺬي ﺑﺎﯾﺪ اﻗﻼم ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز از ﻫﺮﻣﻨﺒﻊ را ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮد و ﺳﭙﺲ آﻧﻬﺎ در ﻗﺎﻟﺐ ﻓﺮمﻫﺎي ﻣﻮرد ﺧﺎﺻﯽ ﻃﺮاﺣﯽ ﻧﻤﻮد، ﺳﭙﺲ دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻞﻫﺎي ﻻزم ﺑﺮاي ﺑﺮداﺷﺖ دادهﻫﺎ از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﺎﻏﺬيﺗﻬﯿﻪ و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺷﻮد، ﺗﯿﻢﻫﺎي ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز ﺑﺮاي اﺳﺘﺨﺮاج داده ﻫﺎ از ﺑﺎﯾﮕﺎﻧﯽ ﺳﻫﺎي ﺎزﻣﺎن ﺑﺎﯾﺪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪﻫﯽ وآﻣﻮزشﻫﺎي ﻻزم ﺑﻪ آﻧﻬﺎ داده ﺷﻮد، ﺳﭙﺲ اﻃﻼﻋﺎت اﺳﺘﺨﺮاج ﺷﺪه ﺑﻪ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎي اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ وارد ﺷﻮﻧﺪ وﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ﮐﻨﺘﺮلﻫﺎي ﻻزم ﺑﺮاي ﭘﺎﻻﯾﺶ دادهﻫﺎي ﺟﻤﻊ آوري ﺷﺪه ﺑﺎﯾﺪ اﻧﺠﺎم ﺷﻮﻧﺪ و اﻋﺘﺒﺎر داده ﻫﺎي ﺟﻤﻊآوري ﺷﺪه ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻮرد ﺑﺮﺳﯽ و ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻗﺮارﮔﯿﺮد

ﺗﺠﻤﯿﻊ داده:

دادهﻫﺎي ﺟﻤﻊ آوري ﺷﺪه از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ اﻋﻢ از ﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎي ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ و ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﺎﻏﺬي وﺳﺎﯾﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊﺑﺎﯾﺪ دﺳﺘﻪ ﺑﻨﺪي ﺷﺪه و در ﯾﮏ ﭘﺎﯾﮕﺎه دادهاي ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ ﺟﻤﻊ آوري و ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﺷﻮﻧﺪ

ﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎي ﺟﻤﻊ آوري ﺷﺪه:

در اﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﺎزﻣﺎن ﺷﺎﺧﺺﻫﺎي ﮐﻠﯿﺪي ﻋﻤﻠﮑﺮد را ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻧﻤﻮده و ﻣﺘﺮﯾﮏ ﻫﺎﯾﯽ را ﺑﺮاي اﻧﺪازه ﮔﯿﺮي آﻧﻬﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﺎﯾﺪ، ﺳﭙﺲ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻓﻦآوريﻫﺎي داده ﮐﺎوي و ﭘﺮدازش ﻫﺎي ﺗﺤﻠﯿﻠﯽﺑﺮﺧﻂ اﻧﻮاع ﺗﺤﻠﯿﻞﻫﺎي ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ و ﻣﺪﻟﺴﺎزيﻫﺎ ﺑﺮ روي اﻃﻼﻋﺎت ﻣﻮﺟﻮد در ﭘﺎﯾﮕﺎه اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﺑﻮﺟﻮدآﻣﺪه اﻧﺠﺎم ﻣﯽﺷﻮد

اراﺋﻪ اﻃﻼﻋﺎت:

ﺗﺤﻠﯿﻞﻫﺎي اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻓﻦآوريﻫﺎي داﺷﺒﻮرد و اﺑﺰارﻫﺎيﮔﺰارشﮔﯿﺮي ﺑﻪ ﺳﺎدهﺗﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ در اﺧﺘﯿﺎر ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ، ﻣﺪﯾﺮان و ﺳﯿﺎﺳﺘﮕﺬاران ﺳﺎزﻣﺎن ﻗﺮار ﺧﻮاﻫﺪﮔﺮﻓﺖ . در ﺷﮑﻞ زﯾﺮ ﮔﺎمﻫﺎي اﺳﺎﺳﯽ ﭘﯿﺎده ﺳﺎزي ﻫﻮش ﺗﺠﺎري در ﺳﺎزﻣﺎﻧﺮا ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ.

bi Implementation | پیاده سازی هوش تجاری

ضرورت استفاده از هوش تجاری در شرکت ها 

  • تعیین گرایشهای تجاری سازمان.
  • تحلیل عمیق بازار.
  • بالابردن سطح رضایتمندی مشتریان.
  • تقسیم بندی مشتریان و متعاقبا ایجاد تنوع در روش برخورد با هرگروه از مشتریان.
  • شناسایی مشتریان دائمی که وفادارند.
  • افزایش کارایی سازمان در امور داخلی و شفاف سازی رویه فرایندهای کلیدی.
  • استانداردسازی و ایجاد سازگاری بین ساختارهای سازمان.
  • تسهیل در تصمیم گیری.
  • تشخیص زود هنگام خطرات.

با توجه به موارد گفته شده می توان گفت که احساس نیاز به وجود هوش تجاری در سازمان برای اولین بار در سطوح بالای مدیریتی احساس می شود و از بالای هرم ساختار سازمانی به بخشهای زیرین منتقل می شود، ولی برای ایجاد آن میبایست از پایینترین سطوح و لایه ها شروع کرد.

اهداف اصلی هوش تجاری

  • سازمان نیازهای اطلاعاتی ضروری و حساس خود را تشخیص نمی‌دهد یا نمی‌شناسد.
  • سیگنال‌های ضعیف از فضا و محیط کسب و کار دریافت نمی‌شود یا قابل تشخیص نیستند.
  • اطلاعات و داده‌هایی که از برخی منبابع بیرونی می‌رسند به‌گونه‌ای بهینه‌ای جمع‌آوری نشده‌اند.
  • اطلاعات و دانش پرسنل سازمان به‌صورت بهینه مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.
  • حجم اطلاعاتی که باید ذخیره، دسته‌بندی، پردازش و تحلیل شوند خیلی زیاد است.
  • ابزارها سیستم‌های اطلاعاتی و محاسباتی ناکارآمد به‌نظر می‌رسند.
  • از اطلاعات و داده‌های موجود در سازمان درست استفاده نمی‌شود.

مسائل عمده در راهکار هوش تجاری

10 مساله عمده که توسط BIهدف قرار گرفته اند:

  • عدم تشخیص نیازهای اطلاعاتی ضروری و حساس درسازمان.
  • عدم دریافت سیگنال های ضعیف از فضا و محیط کسب و کار.
  • عدم جمع اوری بهینه اطلاعات و داده های بیرونی .
  • عدم استفاده بهینه اطلاعات و دانش پرسنل.
  • حجم اطلاعات که باید ذخیره,دسته بندی پردازش و تحلیل شوند خیلی زیاد است.
  • ناکارامدی ابزارهای سیستم های اطلاعاتی و محاسباتی.
  • از اطلاعات و داده های موجود در سازمان درست استفاده نمی شود.
  • از اطلاعات هم می توان پول در آورد
  • کارمندان را می توان به آگاهی مسلح کرد
  • تهدید کسب و کار های نو ظهور

خروجی هوش تجاری

  • گزارشات استاندارد. (چه رخ داده است؟)
  • گزارشات (Ad hoc چه  مقدار؟ چه تعداد؟  کی؟ کجا؟ ...)
  • جستجوی  (Drill down/Upمشکل دقیقاً کجاست؟)
  • هشدارها/سیگنالها (چه عملی مورد نیاز است تا انجام گیرد؟)
  • تحلیل آماری (چرا چنین چیزی رخ داده است؟)
  • پیش بینی/تخمین (چه خواهد شد اگر این روند ادامه یابد؟)
  • مدل سازی پیش بینی کننده (چه چیزی پیش خواهد آمد؟)
  • بهینه سازی (بهترین چیزی که میتواند رخ دهد چیست؟)

سه مزیت و کاربرد اصلی هوش تجاری

  • تصمیم‌سازی بهتر و سریع‌تر در کسب و کار
  • تبدیل «داده‌ها» به «اطلاعات»
  • به‌کارگیری یک رهیافت منطقی در مدیریت

ریسک‌های استراتژیکی هوش تجاری Strategic Risk of BI

  • تصور اینکه واحد IT  متولی اصلی پروژه است.
  • تغییر اولویّت‌ها و یا سیاست‌های سازمانی.
  • تلقی کردن /BI به عنوان یک پروژه سیستمی‌دیگر، بجای اینکه آنرا مدیریّتی/استراتژیک بدانند.
  • جایگزین سازی یک پروژه ERP به‌‌جای برنامه
  • حمله به کل پروژه تنها در یک فاز.
  • خوش بینی غیر واقع بینانه نسبت به کیفیت داده‌های سیستم‌های عملیاتی
  • سازمان مدیریت پروژه ناکارآمد. شفاف نبودن نوع ارتباطات و عدم ثبات در کمیته تصمیم‌گیری.
  • عدم آشنائی کافی با مفاهیم Knowledge Management ،  Business Performance Management، BI
  • فرض این که /BI یک پروژه است. هر پروژه با بودجه و زمانی مشخص به پایان می‌رسد در حالیکه BI اساساً یک برنامه بلند مدت بوده و تا زمان حیات سازمان/بنگاه ادامه می‌یابد.
  • فقدان ماموریّت و موضوعات (مشکلات موجود، فرصت‌های آتی) روشن پروژه.
  • باور این که با فعّال شدن سیستم و مشاهده خروجی، پروژه به پایان رسیده است

اهمیت استراتژیک هوش تجاری در تصمیمات سازمان

تاثیرات کوتاه مدت و خرد

در سطح عملیاتی است که فرایند در دفعات بالا و معمولا به صورت تکراری در رده های پایین سازمان انجام می شود و معمولا با حجم کمی از داده ها سر و کار دارند. تصمیمات گرفته شده در این سطوح غالبا در حوزه مسائل ساخت یافته و توسط مدیران رده پایین اتخاذ می شود.

سطح تاکتیکی

این عملیات می تواند شامل پیگیری عملیات در سطح پایین، نحوه انجام آن، گزارش گیری و نهایتا جمع بندی دادههای مفید برای اتخاذ تصمیمات میان مدت سازمان باشد. تصمیمات گرفته شده در این سطح غالبا در حوزه مسائل نیمه ساخت یافته و توسط مدیران میانی اتخاذ می شود .

 

نقش فرهنگ سازمان

برای موفقیت در استقرار و کارایی یک سیستم BI در یک سازمان باید برخی موارد از ریشه های فرهنگی سازمان تغییر کند، چون این موارد در میزان بهرهوری سیستم هوش تجاری نقش بسزایی خواهند داشت.

برخی موارد مانند تلقی سازمان از اطلاعات که به عنوان یکی از مهمترین منابع سازمانی محسوب میشود و نوآوری که در سازمان باید بخشی از کار تجاری سازمان تلقی شود و نوع تفکر سازمان در مورد اطلاعات و نوآوری مسلما در بستههای نرمافزاری وجود ندارند، بلکه باید در لابه لای لایههای زیرساخت سازمان فرهنگ سازی و لحاظ گردند.

نتایج

  • افزایش نرخ بازگشت سرمایه
  • افزایش ارزش افزوده
  • افزایش درآمد
  • بهینه سازی فرایندها و استفاده از فرصتهای بازار
  • کمک به جلب و حفظ مشتری و موثر در مدیریت مشتریان
  • انسجام در سیستمهای کاربردی و قابلیت پیام دهی آنها به یکدیگر
  • سازماندهی فعالیتهای پیچیده حول محور هوشمندی کسب و کار و هم افزایی تزایدی  نتایج تحلیلی حاصله 

هوش تجاری صفر تا صد

خواندن 1916 بار منتشر شده در تاریخ سه شنبه, 27 مهر 1395 09:07
برای ارسال نظر ثبت نام نمایید